شا خه
دریچه ئی آشنائی با چهره های هنری - ادبی افغانستان
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: فضل الرحیم رحیم - دوشنبه ۱۳۸٦/۳/۱٤

سـرآهـنگ قامتي بر بلنداي زمان

 

فضل الرحیم رحیم

 

کـوچه خرابات که از نقـاط قـديمي شـهـر کابل به حسـاب مي آيد، چهره و شـکل اصيل خود را با حفـظ رسـوم و عادات خا صهء خراباتـيان با نواي دل انگيـز ســاز و آواز در دل شـهر کابل تا سـالهاي 1992 يعـني تا درگيري هاي تـنظيمي حفـظ کرده بود.ايـن کوچه جايگاه بـزرگ مرداني بود که با تلاش شـب روزي خود براي حفظ اصالت موسـيقي افغاني، غـزل هاي ناب را با آهـنگ هاي روح نواز در سـينه هاي آگنده از عـشـق و محبت پخـته مي سـاخـتـند و به منظور فـرحـت، شـادي و خوشي به هم ميهـنان شـان صادقانه اهـدا مي کردند.

هـوا و فـضاي کوچه خرابات سـر شـار از سـرود، سـاز و آواز بود، جوش خروش، شـادي و خوشي راه اش را از هميـن چـشـمه سـاراني شـفاف خرابات در محافل شـادي کابل نشـينان و سـايـر نقـاط کشـور باز مي کرد. کوچه خرابات زادگاه ابـر مرد شـد که او فريادي بود بلند تر از صدا هاي زمانه اش و هـنرمندي بـود يگانه و آراســته با زيور دانـش اصيل، زيـرا وي بهــتـر از هـر کـس ديگـر با زبان بي زباني هاي ســاز آشــنائي داشـت.

اســتاد محمد حسـين ســرآهـنگ فـرزند يکي از پـيـشـگامان موســيقي اصيل افغاني اسـتاد غلام حسـين ( ناتکي ) بود که در سـال 1302 هجـري خورشـيدي در گذر خرابات کابل ديـده به جهان گشـود، ايـن ابرمرد موســيقي افـتخارات بـس والايي به کشـورش کمايي کرده بود لحظات بيشـتـر عمرش را در راه باروري و رشــد موسـيقي به سـر رســاند، بدون شـک مرحوم اسـتاد سـرآهـنگ، ســرآهـنگ زمان خودش و زمانه هاي آيـنـده شـناخـته شــده بود. وي در فاميـل اهـل طرب ديده به جهان گشـود و هـم مانند سـايــر خراباتيان با طرب و سـرود گري بالـنده و بـزرگ شـد. تحصيلات اش را در ليســه نجات به پايان رسـانيـد، بعـداز پـرورش و تـشـويـق پدرش اسـتاد غلا م حسـين که خود با مکتب خاصي در گوشـه ديگـر کوچه خرابات مشـغـول تـدريـس آواز خوانان بود، به قـصد آموزش موسـيقي راهي هـندوسـتان گرديد. شـانـزده سـال تمام در سـرزمين پهـناور هـند مصروف فـراگيري موسـيقي بـود. سـرآهـنگ بعـد ها هم ســفـر هاي به کشـور هـندوسـتان داشـت که با پـذيرائي گرم و با شـکوه مردم هـنـرپـرور هـند رو به رو گرديـد.

اســتاد سـرآهـنگ با ظرافت و اسـتعـداد خدا دادي که داشـت همان گونه هـنـرمندانه با صداي گيرايي که موسـيقي پـيوند آنرا قـشـنگ تر و جذاب تر مي سـاخت تحسـيـن وتحيـر موســيقي شـناسـان را به خود واميداشـت و شـور وغـوغا بـر پا مي کرد.اســتاد سـرآهـنگ با علاقه و عـشـق فـراواني که به دنياي موسـيقي داشــت چون بزرگ مردي در خم وپـيچ هاي زمانه و روزگارش جـسـورانه قـد بـرافـراشـت. در هـنري که به خاطر آن عالمي از مشـکلات و رنج ها را متـقـبل گرديده اسـتادانه صاحب مقام و منـزلت گرديد. درجه ها، آفـرين نامه ها، مدالها و افـتخارات فـراواني را بدسـت آورد. درجه علمي ماسـتري، داکتـري، اسـتادي؛ القاب مانند بابای موسـيقي، شـيـر موسـيقي، کوه بلند موسـيقي و بالا خـره سـرتاج موسـيقي.

باري اســتاد سـرآهنگ طي مصاحبه يی در رابطه به همه افتخارات بدسـت آورده اش گفته بود: من موفـقـيتي را که بدسـت آورده ام مرهون مهرباني هاي پـروردگار بزرگ خود اسـتم و در راه کسـب اين پـيـروزي دعاي پـدر و مادر و نظر اولـيـا را مهم ميـدانم ايـن همه افـتخارات بدسـت آورده ام، تـنها مربوط به من نيسـت بلکه مربوط به وطن عـزيـزم من اسـت که در خاک و آب آن پـرورش يافـته ام. بدسـت آوردن اين افـتخارات حقی را که سـرزميـن مقـد سـم بردوش من دارد جـبـران کرده نمي تواند.) موسـيقي کلاسـيک کشـور ما با صدا و نواي اسـتاد انجمن سـاز و طرب آفـريـن بود، اسـتاد جان و جانان خرابات بود خانقـاهها، قـدمگاه، دلها و درگاه شـور حالهـا هـميشـه نقـش قـدم هاي اسـتاد را داشـت. اسـتاد سـرآهـنگ در بارهء موسـيقي کلاسـيک افغاني مي گفت:

شـايد ايـن نکـته که من مي گويم ( موسـيقي کلاسـيک افغاني ) موجب تعجب بعضي ها بشـود، اما اين يک واقعـيت اسـت موسـيقي در زمان ( بودا ) در هـميـن باميان امروزه رونق فـراوان داشـت. بامهاجـرت هاي مردم سـرزمين آريانا به سـوي هـنـد موسـيقي ما نيــز به مرز هـندوســتان رفـت. از طرف ديگر، موسـيقي را که من مي خوانم ( خيال ) نام دارد که از اختتراعات اميـر خسـرو بلخي فـرزند نامـدار سـرزمين بلخ اسـت. قـبل از اين که امير خسـرو بلخي ( خيال ) را اختراع کــند موسـيقي هـند محد ود ميشـد به نامهاي ( دوربت، کرناتيک وبجـن ) اما وقـتي خيال اخـتراع شـد آنقــدر سـه نوع موسـيقي را زيـر تاثيـر قـرار داد که بکلي جانشـيـن آنها شـد. و تا امروز مرد م هـند از شـنيدن آن محسـون ومحظوظ مي شــوند.) هـنر اسـتاد سـرآهـنگ نه تـنها در داخل کشـور علاقـمندان بيشـماري داشــت و دارد بلکه در حلـقه هاي هـنري و رسـمي هـنـدوسـتان، هـنـر دوسـتان در برابرش به رسـم هـند و وان زانو مي زد ند، در کنسـرت هايش باافـتخار راه مي جسـتند و باعظمت نام او را به زبان مي آوردند.

اسـتاد سـرآهـنگ در شـب 16 جوزا 1361 خورشـیدي به اثـر مريضي که عايـد حالش گرديـده بود پـدرورد حيات گفـت؛ اما او که جان و جان خرابات بود چون قامتي بـر بلنداي زمان با خدمات و رهـتـوشــه هايـش در عرصهء هـنـر موسـيقي کشــور ما نامي اسـت جاودانه و مانـدگار.

05/06/2005

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :