شا خه
دریچه ئی آشنائی با چهره های هنری - ادبی افغانستان
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: فضل الرحیم رحیم - جمعه ۱۳۸٥/٧/٢۸

 

گفت وشنودی فضل الر حیم رحیم خبر نگار ازاد با حمید الله  عمر یار اساس گذار نقاشی کهکشانی

حمیدالله  عمر یار در سال 1969 عیسوی  در شهر کابل  دیده به جهان گشوده .لیسه امانی را به پایان رسانیده و بعد از فراغت از لیسه امانی شامل  پوهنتون کابل گردیده  و در رشتهء انجنیری  ساختمان تحصیلاتش را اغاز نموده  در سال 1989 قبل از به پایان رسانیدن تحصیلاتش به المان مهاجرشده.حمیدالله عمریار  از دوران کودکی  به هنر خطاطی و رسامی علاقهء خاص داشت بنا بر همین  علاقه و شوق  زمانیکه متعلم  مکتب بود شامل  انجمن هنر ی پروفیسور غلام محمد میمنه گی غر ض اموزش اساسات  هنر خطاطی گردید. در المان تحصیلاتش را در اکادمی مواظبت تخنیکی  به پایان  رسانیده .با همه مشکلات  دیار غربت   از هنر خطاطی و رسامی دست نکشید  تا اینکه وی از ترکیب  رنگها ترسیم هندسی تفکر و کهکشانها را بابر جسته گی قشنگ و دلبذیر تابلو های رسم کرد که از نگاهء ارایه و سبک خود کاری است بینظیر و ناب. توجه گرامی خوانده را به گفت وشنودی که با حمیدالله  عمریار انجام دادام معطوف میدارم.

چه وقت و چگونه به هنر نقاشی  رواوردید؟

قبل از اینکه  به سوالات شما جواب ارایه بدارم سلام های گرم و صمیمانه خویش را خدمت شماو عزیزانیکه علاقمند هنر کهکشانی گردیده اند نثار میدارم.از اینکه وقت گرانبهای تانراصرف هنرو همنشنی با هنر مندان مینماید یک دنیا سپاس. در رابطه به سوال شما  باید عرض نمایم  که هنر نقاشی ا از زمان کودکی دوست داشتم اما قسمیکه به شما و بقیه  عزیزان  هویدا است امکانات پیشبرد هنر نقاشی در کشور عزیز ما ان طوری که شرایط این هنر تقاضا میکند مهیا نبوده  به همین دلیل  پس از گذشت زمان  زیاد اهسته  اهسته  شرایط برایم مساعد گردید.ساده تر خدمت تان عرض کنم  از مدت  شانزده سال به این طرف  هنر نقاشی  را به شکل متداوم  به پیش میبرم.

اولین کار های هنری تانرا به چه شکل اغاز نمودید ایا با پنسیل و یا رنگ؟

اولین کار های بنده از هنر نقاشی شروع نگردیده  بلکه در ابتدا هنر  خوش نویسی یعنی سبک های نسخ نستعلیق و شکست ا اموختم بعدا پس  از سال های زیاد به هنر نقاشی دست زدم  تما م تابلو هایم را اول با پنسیل  تهداب گذاری نمومده بعدا با رنگ روغنی  ب اکمال میرسانم.

ایا تحصیلات اختصاصی در  رشتهء رسامی دارید؟

در رشتهء نقاشی تحصیلات  بالخصوص ندارم  اما خطاطی را در انجمن هنر غلام محمد میمنگی اموخته ام.

شکل کار  رسامی  شما تابه حال  در هنر نقاشی  کشور ما یک کار  تازه  نو است  لطفا توضیح  نماید  که سبک کار شما از نظر  هنر نقاشی  به کدام سبک متعلق است و چه انگیزه  شما را وا داشت تا به این سبک  رو اورید؟

هنر نقاشی کهکشانی قسمیکه از نامش پیداست کهکشان ها سیارات  ستارگان  گودالهای سیاه سماوی وبقیه  اجسام سماوی را در بر می گیرد.نقاشی کهکشانی ترکیبی است از هنر و علوم  مشابهء فزیک فضائی هندسه ء ترسیمی رسم تخنیکی و علم نجوم.به عقیده من  کائینات لایتنهائی  رمز و راز کهکشان ها زیبائی ستاره گان درخشان و نظم منظومهء های شمسی دلیل کافی برا پیشبرد هنر کهکشانی است.

در هنر نقاشی استاد و یا رهنمائی دارید؟

البته در دورهء مکتب مانند سایر متعلمین دیگر معلم رسم و مضمون رسم  داشتیم  محترم (صدیق خان) معلم  رسم ما بود که یک شخص بزرگوار و معلم مهربان ما بود.اما در رشتهء نقاشی کهکشانی  رهنمای ندارم واین سبک را خودم تهداب گذاری نمودام.

ایا تا به حال تابلو های شما در نمایشگاهی  در معرض نمایش  قرار گر فته ؟ در کجا ؟ چند بار؟

نمایش های که داشتم  در کشور المان در کشورامریکا البته در گالری های  شهر نیویارک و د ر کشو عزیز ما افغانستان متاسفانه  تعدادی نمایشات را بخاطر ندارم.

شما با این ارایه  های هنری تان جه چیزی را می خواهید به بیندگان تابلوهای تان به نمایش بگذارید؟

بنده با ارایه ء هنر نقاشی کهکشانی  زیبایی ها گذشت زمان  فانی بودن دنیا  سیارات  ستاره گان  پیوند علم را با هنر و غیره  پدیده ها را در صورت امکان  در تابلو هایم تصویر می نمایم.

تا به حال چند تابلو را نقاشی نموداید و سوژه این تابلو ها بیشتر مربوط به چی است؟

البته  چون تابلو هایم از نظر بزرگی  غیر معمولی اند تا  10  متر مربع  برزگ اند بنا وقت زیادی  را در بر میگیرند به همین دلیل  در طول سالهای  زیادی  را در بر می گیرد به همین دلیل در طول سالهای  زیاد  حدودا 120 الی 130 تابلورا نقاشی نمود ام دقیقا نشمردم.و سوژه  همهء  تابلو ها  مربوط به هنر کهکشانی  می گردد و همهء تابلو هایم  در جای محفوظ اند تا در موقع مساعد انها را به افغانستان  انتقال  دهم.

نگاهء شما منحیث نقاش به رنگ چگونه است؟

رنگها   تا وقتی  برایم دلچسپ و خواستنی اند که  در یک تابلو جای خویش را به سنگینی حفظ نموده و نظم را بروی پارچه رسامی به هم نزنند اگر رنگ دل خواه ما در یک تابلو به شکل صیح جاگزین  نگردیده  با شد برای بینیده خوش ایند نخواهد بود.

تبصرهء شما  در مورد سر گذشت  هنر نقاشی  در افغانستان  چیست؟

در کشور عزیز ما افغانستان  هنرمندان و جود دارند  که انها را میتوان به  قوغ های اتشین تشبه کرد اما متاسفانه  این قوغ های اتشین  زیر خاکستر  روزگار  پنهان  باقی مانده  اهسته  اهسته  خود به خاکستر مبدل می گردند بدون اینکه مردم افغانستان  از نور وحرارت هنر شان  بهرمند شوند.بعضی اوقات  یک تشویق  خشک و خالی هم برا ی هنرمند ارزش  بالا تر  از سیم و زر را داشته می تواند اما متاسفانه  مقامات  مربوط از ان  هم شانه خالی  مینمایند.

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :