شا خه
دریچه ئی آشنائی با چهره های هنری - ادبی افغانستان
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: فضل الرحیم رحیم - پنجشنبه ۱۳۸٥/۳/۱۸

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 بيست و پنج سال پس از احمد ظاهر

 

فضل الرحيم رحيم

 

 

 

 

غنچه يی در فصل شگفتن پر پر شد

دلی پر از صميميت از تپش بازماند

آوای رسا و روحنوازی به خاموشی گرايد

 

رامشگری با حرکات دل انگيز و گوارا و ژستهای شور آفرين به يکبارگی از حرکت بازماند. دست مرگ به ربودن زندگی احمد ظاهر دراز شده بود. او رفت و هستی بزرگی از روح مو سقيی کشور ما فرو مرد. چه دلهايی که در بودش سوگوار وداغدار نگرديدند

 

شخصيت هنری احمد ظاهر در نقش پديده بی همانندی تکرار ناشدنی است. پس از بيست پنچ سال، هنوز صدای دلنيشين اين آوازخوان گرانمايه به دلها چنگ ميزند و ذوقهای حساس بسياری - حتا جوانان و نوجوانان امروزی - را به خود فراميخواند. آيا اين راز ناشی از پختگی و عشق بی پايان احمد ظاهر به بيكرانه موسيقی نيست؟ اكنون نيز هر آهنگش با آنكه بيشتر از بيست تا سی سال از آن می گذرد، همچنان تازگی دارد.

 

در ساز و تصنيفهايی که احمد ظاهر به اجرای آن ميپرداخت، زبان رسای شعر، جلوه های با شكوه ريتمها و ميلوديها با آميزش صدای گيرای احمد ظاهر رونق آنچنان ويژه دارند كه هر شنونده را واميدارد تا دمی از جنجالهای روزگار فارغ گرديده و به آن گوش دهد.

 

در جامعه ما هر چند موسيقی پيشينه ديرينه دارد و شمار زيادی از مردم شنونده های خوبی برای موسيقی بوده اند، با آنهم در برخی موارد به آواز خوان و اهل طرب آنچنانكه كه بايد و شايد ديده نشده است. از همين رو، احمد ظاهر كه با عشق فراوان از آوان نو جوانی به موسيقی رو آورده بود، حتا از پشتيبانی خانواده و بويژه پدرش (داکتر عبدالظاهر) بهره مند نبود. پدر با هراسی كه ريشه در تعصبا ت حاکم بر روان جامعه داشت، نميخواست فرزندش در چنين راستای دشوارگذار گام بردارد؛ ولی نشستهای هميشگی احمد ظاهر با نوآوران و سرآمدان موسيقی آماتور آن روزگار كه تازه به تلاشها و كاركردهای هنری آغاز كرده بودند، آرام آرام راه پيش رفتن و شگوفا شدن را برايش هموارتر گردانيد.

 

محترم ظاهر هويدا هنرمند شناخته شده کشور سال پار در همين زمينه طی گفت و شنودی با آقای هارون يوسفی گرداننده برنامه رنگين کمان راديو بی بی سی گفت : روز های تازه آشنايی با احمد ظاهر بود. او علاقه وافری به موسيقی داشت. روز ها با هم يکجا بوديم. روزی از روز ها در جريان صحبت احمد ظاهر گفت که پدرم از ادامه کارهای هنری ام رضايت ندارد و حتا ممانعت ميکند . من نامه يی به اين متن به داکتر صاحب ظاهر که در آن زمان صدراعظم کشور بود نوشتم :

 سلام آقای داکتر ظاهر، ما جوانان اقدام به کاری در عرصه موسيقی نموده ايم. فرزند شما احمدظاهر هم علاقمند و صاحب استعداد در اين عرصه است و ميخواهد در اين راستا گام بردارد، اگر اين اقدام ما از نظر جناب شما موثر نيست و يا کار خوب نيست لطفآ برای ما وعده ملاقات بدهيد تا با هم در اين مورد صحبت نما ييم .

 

نامه را به احمد ظاهر دادم و گفتم آن را به داکتر صاحب بدهد. فردای آن روز احمد ظاهر خوش و خندان آمد و گفت: پدرم هيچ قناعت نميکرد ولی پس از آنكه نامه شما را خواند، رضايت نشان داد که من به فعاليت هنری ادامه بدهم.

 

احمد ظاهر درآن زمان متعلم ليسه حبيبه بود. او با تشکيل گروه هنری آن ليسه در کنسرتی در کابل ننداری لقب ستاره حبيبه را از آن خود ساخت و بعد ها به بلبل حبيبه شهرت يافت. افزايش شهرت روز افزون احمد ظاهر نتيجه عشق و علاقه خاص او به هنر موسيقی و تلاش هميشگی در اين راستا بود. آنچه عامل دومی به شهرت رسيدن احمد ظاهر در عر صه موسيقی کشور پنداشته ميشود، اجرای کمپوزهايی است از آهنگسازان مشهور کشور مانند نينواز، ترانه ساز، خيال و ديگران. عامل سوم در روحنوازی هنر احمد ظاهر جا دارد. گزينش اشعاری از مولانا جلال الدين بلخی، استاد خليل الله خليلی، نظام وفا، حافظ، سيمين بهبهانی، لاهوتی و ديگران است.

 

پو هاند جاويد نيز در گفت و گويی با بر نامه جوانه ها (به گردانندگی احمد غوث) گفته بود: احمد ظاهر در انتخاب شعر برای آهنگها سختگير بود. وقتی شعری را برای آهنگی برميگزيد، با اهل ادب مشوره ميكرد، حتا شبها در مورد يک پارچه شعر که بايد در قالب آهنگ جابجا شود، باهم صحت می کرديم.

 

باری احمد ظاهر به همراهی خانواده – در يكی از ماموريتهای سياسی داكتر ظاهر - رهسپار هندوستان شد و چند سالی آنجا ماند. اين سير و سفر در بالندگی و درخشش بيشتر وی نقش چشمگيری داشت كه نمونه ها و پيامدهايش را پس از باز گشت به کشور، در كارهای اين هنرمند فراوان ميتوان ديد. يکی از تازه گراييهای برجسته احمد ظا هر اجرای آهنگها با آلات موسيقی شرقی و غربی بود. اين آميزش هنری به موسيقی کشور ما روح تازه بخشيد.

 

احمد ظاهر پس از ليسه حبيبه کابل، تحصيلات عالی در رشته پيداگوژی به پايان رساند و مدت كوتاهی در ادارات دولتی و رسمی، مانند کابل تايمز و افغان فلم نيز كار كرد. در دهه پنجاه خورشيدی هنر مند سال شد و تا پايان زندگی بر سکوی هنر و سليقه مردم جايگاه شايسته يی داشت.

 

اين هنرمند جاودانياد در 24 جوزا 1325 ديده به جهان گشود و روز 24 جوزا 1358 ديده از جهان فرو بست. از احمدظاهر رهتوشه هنری سترگی به جا مانده که خود يادگاری است ماندگار .

 

روحش شاد باد!

 

 اين نوشته قبلا در سايت فردا نشر شده بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احمد ظاهر سلطان قلبها
 
 
    

درست 26 سا ل از نبود  احمد ظاهر  ميگذرد اما سحر جادوئي  صدايش چون  سلطاني حريم  قلب هاي  اهل ذوق را  هنوز که هنوز است در تسخير خود دارد و گذشت زمان  نتوانسته است گرد  فراموشي را بر جاويدانگي نامش بپاشد.بر عکس نسل  بعد از مرگ  احمد ظاهرشيفتگان و دلباخته گان  اهنگ هاي  احمد ظاهر  هستند. بقول  مشهور مردم ما که مي گويند:آنچه صادقانه از ته دل  برخيزد به دلها  نشيند).علاقه و عشق  بي پايان  احمد ظاهر به هنر  آواز خواني وموسيقي بر مي گردد به دوران  کودکي اش  که  روانش را با نغمه ها و آواز ها هم آهنگي  مي بخشيد وبا ساز وآواز خلوت  مي کرد.اوصادقانه  و متين در اين  راه گام برداشت،در دوراني که متعلم مکتب بود در جمع همصنفا  نش  خواند واز همان جا بود  که شوريدگي و دل انگيزي آوازاش دايره  علاقمندانش  را روز  تاروز وسيع  تر ساخت.باري احمدظاهرگفته بود:بيشتر دوست دارم هنر مندباشم،به شرط آنکه هنر من  مورد قبول  مردم قرار گيرد)با گذشت هر روز اهنگ های احمد ظاهر در دلهاي  مردم راهش را باز  نمود. احمد ظاهر در انتخاب  اشعار  وتصنيف  ها  همانقدر که سخت گير بود به همان اندازه،مهارت عجيبي  داشت اگر هر آهنگ احمد ظاهر را به دقت بشنويد  در مي يابيد  که  چقدر  دقيق حال و احوال شاعر  که شعرش  با تصنيف  آهنگ  اميخته شده  هم خواني دارد که اين خود  بيانگر  سليقه ئ خاص وي در کار هنريش  است.احمد ظاهر  در قسمت  آهنگ هايش  معتقد بودکه هر اثر هنر مند به نظر  خودش  زيبا  وبي عيب است ومي گفت:واقعيت را  بايد از ديگران  شنيد،مردم خود ميتوانند ارزش کار يک هنر مند را تعين  کنند) داوري اهل ذوق در 1351 احمد ظاهر  را آواز خوان برگزيده ئ سال ساخت.اينک چهار دهه از آن زمان مي گذرد که طنين  گرم  و دل انگيز که عاشقانه از حنجره ئ احمد ظاهر  در آميزش  نواي  موسيقي خوانده شده،خواست دوست داران آوازش اورا در سکوي آواز خوان بر گزيده  کشورش  نگميدارد.به همين  گونه شهرت هنري احمدظاهر فراتر از مرز هاي افغانستان راهش را باز نموده در ايران ،تاجکستان،هندستان و پاکستان علاقمندان ودوستداران آواز هنر احمد ظاهر  وجود دارند. روزي  در منزل  يکي از دوستانم  نوار ويديوئي  محفل  سالگرد مرگ احمد ظاهر  که در شهر  دوشنبه  ازطرف  علاقمندان  و دوستداران تاجکستاني احمد ظاهر برپا گرديده بود مشاهده کردم،در اين نوار ويديوئي  يک اجتماع بزرگ از اشتراک کنندگان  ديده مي شد نخست يک دخت تاجک  شعري را  در وصف شخصيت  هنري احمد ظاهر  دکلمه  مي کند وسپس هنر مندان  تاجکي  با رقص هاي محلي  و اهنگ هاي  از احمد ظاهر محفل سالگرد مرگ  وي را چه خجسته تجليل  کرده اند. من در حاليکه با دقت  نوار  را مشاهده  مي کردم  در حين حال  باخود مي  انديشيدم  گروهي  ،اين صاحب  آواز بي همتا  را به قتل ميرسانند و گروهي  سالها بعد آرامگا ه اش  را با فير راکت و با پر تاپ بم دستي  تخريب مي کنند. ولي  خارج از مرز هاي افغانستان به شخصيت  هنري او ارج مي گذارندواز او به قدر داني ياد مي کنند وحتي  در ماتم  سالگرد  مرگ اش  اشک ميريزند ودر حاليکه  گلو ي شانرا غصه  و غم مي فشارد  ميگويند : ما امروز  روز سالگرد مرگ احمد ظاهر ما را  تجليل  مي کنيم . در ختم ديدن نوار ويديوئي به دوست ام گفتم مگر  روزي  فرا خواهد رسيد  که ما  قدر  زر  را بدانيم ،دوست ام هيچ جوابي نداشت و هر دو ما جوابي نداشتيم
آيا  چه باعث شده بود که احمد ظاهر  براي مرگش آهنگي  ساخته بود
مرگ من  روزي  فرا خواهد رسيد
در بهار  روشن از امواج  نور
احمد ظاهر  در حاليکه  چون گلشاخه ئ  در سي و پجمين  بهار عمرش به سوي کمال  ميرفت در چارشنبه 24 جوزا 1358  توطيه گران  ناجوانمردانه  او را به قتل  رساندند. وبه اين گونه  دست شوم  سياه صداي رامشگري را  خفه کرد  ودر نبود  او  علاقمندان  و دوستدارانش هنر احمد ظاهر را در سوگ و ماتم زدگي  نشاند .
روان  اش شا د با د

فضل الرحیم رحیم

11/06/2005

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :