شا خه
دریچه ئی آشنائی با چهره های هنری - ادبی افغانستان
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: فضل الرحیم رحیم - دوشنبه ۱۳۸٦/٧/۱٦

 

 

عید ما عید شما عید همه مبارک باد .

عید امد وعید امد و ان بخت سعید امد

بر گیر و دهل می زن کان ماه پدیدامد

عید امد ای مجنون ،غلغل شنواز گردون

کان معتمد سدره از عرش مجید امد

عید امد ره جویان ، رقصان غزل گویان

کان قیصرمه رویان زان  قصرمشید  امد

صد معدن دانایی مجنون شد وسودایی

کان خوبی و زیبائی بی مثل وندید امد

زان  قدرت پیوستن ،داوود نبی مستش

تا موم کند دستش ، گرسنگ و حد یدامد

عیدامد و ما بی اوعید یم بیا تا ما

بر عید زنیم این دم  کان خوان وثرید امد

زو زهر شکر گردد، زو ابر قمر گردد

زو تازه تر گردد هر جا که قد ید امد

بر خیز و به میدان رو، در حلقه رندان رو

رو جانب مهمان رو کز راه بعید امد

غمهاش همه شادی، بندش همه ازادی

یک دانه بدو دادی، صد باغ  مزید امد

من بنده ان شرقم ، در نعمت ان غرقم

جز نعمت  پاک او منحوسو پلید امد

بر بند لب وتن زن چون غنچه و چون سوسن

رو صبرکن  از گفتن  چون صبر کلید امد

             (  مولانا )

    در فر هنگ و سنن ما افغانها ،  روز های وجود دارد که  ریشه تاریخی و فرهنگی داشته و جلوه ای  از باور های است  که حتا تا مقدسات  دینی و مذهبی  ما پیش رفته  و هویت فر هنگی  و تاریخی جامعه  ما را به نمایش  می گذارد.عید سعید فطر ، نیز از همین  روز ها است که علاوه  از این که با مقدسات  دینی و مذهبی ما رابط دارد به نوعی با فر هنگ ما در امیخته است .

بگذشت مه روزه ، عید امد وعید امد

بگذشت شب هجران  معشوق  پدید امد

ان صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد

معشوق تو عاشق شد شیخ تو مر ید امد

شد جنگ و نظر امد شد زهر و شکر امد

شد سنگ و گهر امد شد قفل و کلید امد

جان از تن الوده  هم پاکی رفت

هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید امد

از لذ ت جام تو دل مانده به دام تو

جان نیز چو واقف شد او نیز دوید امد

بس تو به شایسته بر سنگ تو بشکسته

بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید امد

باغ از دی  نامحرم سه ماه نمی زد دم

بر بوی بهارتو از غیب رسید امد

     ( مولانا )

. با فرا رسیدن  عید سعید فطر ، در فضائی کشور ما یک نوع هلهله و شور و شعف بر پا می شود و در چهره های مردما ن وطن ما شادی و سرور نقش می بند د و هر کسی  به توان  مادی  و سلیقه های  خانوادگی  خود به پیشواز این جشن پاک ،  خوان  عیدی ، را به پذیرایی  مهمانانش می گستراند.فضائی بی الایش و صادقانه ء عید کلیم  کدورت ها و کینه ها را بر میچیند و بجای ان  بستر محبت و صمیمیت ، با فشردن محبت بی ریا ء  دستان  همدیگر زمینه ء می شود برای پیمان ها، اشتی و محبت های دامنه دار بین دوستان ، یاران ، خویش و تبار .

عید امد عید امد ، یاری که رمید امد

عید انه  فراوان شد تا باد  چنین بادا

        ( مولانا )

     عید سعید فطر ، یکی از خجسته ترین و پاکترین  جشن هاست . عید سعید فطر ، عید یکه  انسان مسلمان ،  در دست اورد ، یک ماه ،عباد ت از شست وشوی درون  خویش  در جویبار زلال ایمان، به خاطر رضایت خدای بی نیاز و پاکی و اطا عت  و رمضان ، جلوه ء منور تری  در چهره اش نمایان  می گر د د  و توفیق، بر امدن  از  زیر سایه  هول نفس سرکش ، را  در خود به عنوان  حقیقی جسم انسان ، و در روحش انسانیت  خدا داد ، را احساس می کند و این توفیق ادمی ، ازادی است ، از حلقه های بند گی نفس و رجعت انسان  در قالب زندگی  همراه  با درک ، احساس و دید روشن از حیات  انسانی،  در دور و بر اش. در همین  جاست  که هر زن و مرد مسلمان  با ادای  فریضه ء روزه داری ، با سحر ها و افطار هایش با شب های قدر و مناجات و نیایش هایش ، خود را ادمی دیگری  با روح  و روان  پاک و منزه تر  احساس می کند.

عید بر عاشقان مبارک باد

عاشقان عید تان مبارک باد

بر تو ای ماه اسمان و زمین

تا به هفت اسمان مبارک باد

عید امد به کف نشان وصال

عاشقان این نشان مبارک باد

روزه مگشای جز به قند لبش

قند او در دهان مبارک باد

عید امد که این سبکروحان

رطلهای گران  مبارک باد

( مولانا)

   شادی و فر حت با نیایش به دربار خدای حق ، نشانه ء  می شود از توفیق و ازادگی انسان  از زیر بار هوس های نفس سر کشش . که بیان فشردهء  فلسفه بر پایی این جشن پا ک   به عنوان  عید عاشقان پاک باز ازمایشی است از صبر ، تحمل ، برده باری ، متانت و استطاعت  دلباخته گان   ایمان  به هدایات خداوندی  .

و این هم چند چاربیتی فلکلوریک وطن ما  که غربت نشینان  و انانیکه از اغوش پر محبت وطن بدور اند با زمزمه ان  درد های  عید بی جم  جوش غربت  را تصویر  کرده اند.

 

روز عید  رمضان ، اس خدایا

دلم از غصهء غربت بریان اس خدایا

همه در خاک خود مست ومستان

سر ما عید سوزان اس  خدایا

 

روز عید رمضان اس خدا جان

خانه های همه پر زمهمان اس خدا جان

دلم از بی کسی غربت  در گرفته

سر ما این شام ظلمت تا کی خدا جان

 

فضل الر حیم رحیم

8 اکتوبر  2007

 

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :