شا خه
دریچه ئی آشنائی با چهره های هنری - ادبی افغانستان
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: فضل الرحیم رحیم - شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸

بینده عزیز ، با کلیک کردن روی لینک زیر می توانی این مصاحبه را مشاهده نمائی .

http://www.youtube.com/watch?v=ChRWE-c1dRI&list=HL1327742872&feature=mh_lolz

با محبت . فضل الرحیم رحیم

 

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱

گزارش خبری از گزارشگر اتحادیه

نخستین برنامهء شام آشنایی با
آفریده های ادبی و . . .

بر اساسِ فراخوان اتحادیهء انجمنهای افغانها در هالند و انجمن
آیندهء مردم به تاریخ 14 جنوری 2012 نخستین برنامهء شام آشنایی با آفریده های ادبی
برونمرز و رسانه های درونمرز (افغانستان) به اشتراک بیشتر از دوصد تن از شاعران، نویسنده گان،
تحلیلگران و منتقدان ادبی افغان از کشورهای هالند، امریکا، آلمان، بلجیم، سویدن و انگلستان
به هدف ایجادِ زمینهء شناسایی آثاری چون، رُمان، تاریخنگاری، مجموعهء شعر، داستان،
مجموعهء مقاله ها و پژوهشهای ادبی و هنری وهم چنان سایر ژانرهای ادبی و فرهنگیِ از
سوی آفریننده گان آن ها در شهر دُوردِرِخت Dordrecht کشورِ هالند تدویر یافت.

بخشِ نخستِ برنامه را گویندهء توانا، فوزیه میترا،
ژورنالیست و نطاقِ رادیو- تلویزیون، گرداننده کرد.

این همایش، با سخنان طارق پیکار رییس انجمنِ آیندهء
مردم و مسؤول کمیسیون فرهنگی اتحادیهء انجمنهای افغانها در هالند، آغاز و ولی
محمد شاهپور
رییس اتحادیهء انجمنهای افغانها در هالند آن را افتتاح نمود.

آنان، طی سخنانِ فشرده، پیرامونِ برگزاری برنامه و ترکیبِ
دعوت شدهء فرهنگیان تماس گرفته، از تلاشهای انجام یافته، جهتِ تأمینِ اشتراکِ دو
تن از برازنده گانِ عرصهء فرهنگ از داخل کشور هریک: محترم غلام دستگیر هژبر،
ژورنالیست و منتقدِ ادبی، عضو هیئت رهبری گروهِ هماهنگی رسانه ها در افغانستان و
مدیرمسؤولِ ماهنامهء راهِ آینده و محترم کاوه جبران، شاعر، پژوهشگر و
منتقدِ ادبی، عضو انجمنِ قلم و کاشانهء نویسنده گان افغانستان، یاد کرده، ابراز
داشتند، که نسبتِ عدمِ صدورِ به موقع ویزه های شان نتوانستند در کارِ برنامه سهم
حضوری گیرند، اما، با استفاده از امکانِ انترنیتی پیامِ شان را عنوانی اشتراک
کننده گان همایش ارایه کرده، ضمن شادباش به شرکت کننده گان از وضع حاکم بر رسانه
ها و دشواریهای موجود در این عرصه، یاد آورشده و فرمودند: که "رسانه های
غیرِدولتی، طی یک دهه مبارزهء فرهنگی توانسته اند، با متقبل شدن خطرها و خساره های
گونه گون، متعهدانه، در سمتدهی و بیدارسازی افکارِ عامه، بازتاب نگاههای انتقادی
نسبت به کارکردهای ناسالم مقامهای دولت و مراکز محلی قدرت و هم اطلاع رسانی شفاف
به جامعه عمل نمایند."

هم چنان، شماری دیگری از فرهنگیان و نهادهای اجتماعی از افغانستان،
هالند، انگلستان، آسترالیا، فرانسه، جمهوری
فدراتیفِ روسیه
، اتریش، کانادا و بلجیم، که روی دلایلی نتوانسته
بودند، در برنامه اشتراک نمایند، با ارسال پیامهایی از این اقدام پشتیبانی نمودند.
که از جمله میشود، از پیام پوهاند دُکتور مجاور احمد زیار، نویسنده
و زبانشناس- توسط ننگیالی بڅرکی،- پیام
داکتر اسدالله شعور- توسط صالحه وهاب واصل،- پیام داکتر عبدالله
نایبی
- توسط طارق پیکار،- پیام و نمونهء کلامِ کریمه شبرنگ شاعر
وارسته از بهارک ولایت بدخشان- توسط جمیله زمان انوری،- پیام داکتر نوراحمد
خالدی
با نمونهء شعرش،- توسط فوزیه میترا-، پیام غوث الدین میر
رییس کانون فرهنگ افغان در اتریش و پیام داکتر فرید طهماس  با نمونهء طنزش، که عنوانی اتحادیهء انجمنهای
افغانها در هالند و به مناسبت این همایش مواصلت نموده بود، به خوانش گرفته و با
گرمی موردِ استقبال قرار گرفت.

{چون درنظر است که رسالهء مجموعهء اسناد، پیامها،
سخنرانیها، سروده ها، بیوگرافیها و فهرست آفریده های شاعران، نویسنده گان، تحلیلگران
و منتقدان ادبی شرکت کننده در برنامه انتشار یابد، لذا در این گزارشِ فشرده، از بازتاب
محتوای پیامها اجتناب مینماییم.}

بخش بعدی برنامه، به وسیلهء گوینده و شاعرِ موفق، فریبا
صادق آتش
پیش برده شد.

در این بخش {27} تن از شاعرانی که ثبت نام نموده بودند، با
آثارِ شان به وسیلهء گوینده، فشرده به معرفی گرفته شد. از جمله شاعرانی چون: داکترحمیرا
نکهت دستگیرزاده
دارندهء مجموعه های {آفتاب آواره و غزل}، عزیزه عنایت دارندهء
مجموعهء شعری {سیرِ زنده گی، فروغ سحر، اندوه غریبان}، فریبا صادق آتش، صالحه
وهاب واصل
دارندهء مجموعهء {مروارید گمشده}،مریم عاکفی، عظیم شهبال
نوابی دارندهء مجموعه های {صخره و موج، چهره ها و خاطره ها و 8 اثر دیگر}، هارون
یوسفی،
گردانندهء کم نظیرِ سابقِ برنامه های هنری- فرهنگی بخشِ افغانستانِ رادیو بی.
بی. سی. و طنزنویس نامدارِ کشور، دارندهء مجموعه های طنز، از جمله: {مجموعهء
طنز به نامِ "عریضهء میرزا صدف" که در سال 1365خ. در کابل اقبال چاپ
یافته و هم چنان نویسندهء اثرِ درسی به نامِ "تاریخِ ادبیاتِ غرب" برای
دانشجویانِ پوهنتونِ کابل و . . .}، فرید سیاوش، گردانندهء موفقِ سایتِ
زنده گی و تحلیلگر مسایلِ اجتماعی، محمد عظیم ایوبزی دارندهء مجموعهء شعری
{پگاه} و مژگان ساغر شفا دارندهء {مجموعه شعری حاوی غزلیات و اشعار نیمایی
و یک کتاب داستانی} شان را با سخنرانیها، آفریده ها و نمونه های کلام شان دکلمه
نمودند، که مورد استقبال شایان قرارگرفتند.

هم چنان مجموعهء شعری کاوه جبران تحت نام {آفتاب
تعطیل} به وسیلهء عفران بدخشانی شاعر و منتقد ادبی مورد نگرش و ارزیابی
قرار گرفت و نمونه هایی از متن آن به خوانش گرفته شد.

بعد از اجرای پارچه های رباب و تبله توسط هنرمندان جوان و
مستعد، کاوش زوبین و سهراب عزیز بخش سوم برنامه آغاز گردید.

در این بخش
که توسط عفران بدخشانی شاعر و منتقدِ ادبی، گرداننده گی میشد، نخست آثار، آفریده
ها و کتابهای {60} تن از نویسنده گان، تحلیلگران و منتقدان، ژورنالیستان ومسؤولان
رسانه ها که بالغ بر {80} اثر میشد و نمونهء آن ها در سالون بالایِ میزی قرارداشت،
به معرفی گرفته شد، که میتوان از نویسنده هایی چون: تهمینه عاکفی ژورنالیست
سرویس خبری "ان. او. اس." رادیو- تلویزیون دولتی هالند، راپورتر زبان
هالندی و و دارندهء رُمان به زبان هالندی، مشعل حریر نویسندهء کتابهایی: {قدمی
در کوچه های آشنا، پیراهن نیلی و شب، سپیده ها این جا آرام اند، در شگِفتی یک
گمنام}، ننگیالی بڅرکی نویسندهء {د کندهار فولکلور، د افغان- انگلیس په درو جگړو کی رزمی ادبیات، د پښتنو ډیر لرغونی ادبی ستوری او لرغونی ادبیات، د محمدعلم بڅرکی د ژوند ځینی برخی، د شعرونو لومړی ټوک، د شعرونو دوهمه مجموعه یا
ټولگه، د افغانستان معاصر تاریخ، د پیروژې داستان، پښتو ژبه یوه آریایی ژبه ده نو پښتانه
څوک دی؟، ادبیا ت دری (دستور زبان دری)، د پښتو ادبیات گرامر چه
په تدریسی توگه لیکل سوی دی)، احمد
بشیر دژم
نویسندهء کتاب ستاره های آریانا {مجموعهء تصویری و زنده گینامهء هنری
هنرمندان موسیقی افغانستان در 1400 صفحه و دو جلد}، نور وجوهات نویسندهء {اساسات موسیقی هندوستانی}، پوهنیار بشیر مؤمن نویسندهء {برخی مسایل جامعه
شناسی و اصطلاحات و. . .}، استاد عزیز آماج،
نویسنده و پژوهشگر مسایل ادبی و رساله
های درسی زبان دری برای اطفال وطن گمکردهء افغان او  د بهر میشتو افغان ماشومانو لپاره پشتو لوست، یاسین
بیدار
نویسندهء  تحلیلهای
سیاسی، استراتیژیک و دیپلوماتیک  و کتابهای
"هند، جنبشها و احزاب سیاسی" در ماه حوت سال 1370 در کابل به چاپ رسید،
ترجمهء کتاب تلک خرس نوشتهء دگروال یوسف، مسؤول افغان بیرو در آی. اس. آی. پاکستان که پس از چاپ
در سال 1992 تحت عنوان "پرتگاه خرس" نامگذاری کرد، مجموعهء مقالات 30
مقاله است، تحت عنوان "سایه روشن" چند ماه قبل در کابل از چاپ برآمد، سمیع رفیع نویسندهء ابوالمعانی میرزا محمد عبدالقادر بیدل، نقد شاعر آیینه
ها در 640 صفحه، با بیدل، سخنرانیها در نشستهای انجمن: در 305 صفحه، سعدی، درخت
پرباری از بوستان معرفت در 2 جلد، نوید سحر، مجموعهء اشعار در 238 صفحه، با بیدل،
سخنرانیها، در 240 صفحه و بیشتر از 12 مقالهء تحلیلی و دهها مصاحبه، شفیع الله کارورز خاوری نویسندهء افغانستان
سرزمینِ افراط و خشونت، چرا پس مانده ایم- بررسی عواملِ عقبمانده گی در افغانستان،
الفبا برای کودکان و سالمندان، سلیمان راوش نویسندهء نام و ننگ،
تولدِ دوبارهء خراسانِ کهن درهزارهء نو در سه جلد، سیطره 1400 ساله اعراب
برافغانستان در دوجلد،سه واکنش تکاوران تیزپوی خرد در خراسان، مجموعهء شعری تولد
فجر و صدها پژوهش و مقاله تحلیلی، بشیر
عزیزی، نویسندهء نوروز، انگیزه و رسالتِ
فرهنگی، داکتر خلیل وداد،
نویسندهء زمامداری امیرحبیب الله کلکانی، مخفیگاه، اسناد محرم کمیته مرکزی حزب
کمونیست اتحادشوروی دربارهء جنگ افغانستان، برعلاوه مقاله های گونه گون دیگر را
پیرامون افغانستان، کمکهای انکشافی اروپا و هالند به افغانستان، پناهنده گان خارجی
و منجمله افغانهای مقیم هالند به زبان هالندی نوشته و یا  ترجمه نموده است، قادر
مُرادی
، نویسندهء صدایی
از خاکستر، مجموعهء داستان کوتاه شامل 25 داستان محل چاپ پشاور، سال چاپ 1374، رفته ها برنمیگردند مجموعهء
داستان کوتاه و بلند شامل سیزده داستان محل چاپ پشاور سال 1376، رمان فشردهء
سرمه و خون، دختر شالیهای سبز شامل چهار داستان کوتاه و بلند محل چاپ پشاور سال 1386، شمعها تا آخر میسوزند شامل ده داستان کوتاه محل چاپ تهران
نشر آتنا سال
1384، تاغه تیمورچی ترجمهء داستانهای برگزیده به زبان اوزبیکی محل چاپ بلخ. مترجم ذاکر عمری مقیم آلمان،
رمان برگها دیگر نفس نمیکشند محل چاپ پشاور، پروفیسور رسول رهین، نویسندهء
آثار: آریانای برونمرزی، نبیل شمیم، نویسندهء ناله های پناهجویان، پوهاند احمدشاه جلال، نویسندهء
سیمای محیط زیست افغانستان، فاروق کارمند، نویسندهء اثر ترجمهء پلان مارشال
به دری که درمحفل حضور داشتند، یاد آورشد.

سپس دوتن از پیشکسوتان عرصهء ادبیات در بخشهای نویسنده گی و
تحلیل و نقد ادبی هریک پروفیسور عبدالرسول رهین استاد زبان دری و سرمحقق ننگیالی
ب
څرکی نویسنده و
تحلیلگر مسایل اجتماعی پیرامون اهداف و دورنمای ادبیات به ویژه در زبانهای دری و پشتو
منحیث سخنرانان رهنموددهندهء این بخش ضمن معرفی کارکردها و آثار شان باب سخن را گشودند،
بعد از آن شماری از نویسنده گان و فرهنگیان چون: مشعل حریر، سمیع رفیع، بشیر
دژم، نور وجوهات
که موقع یافتند داشته ها و آثار شان را شخصاً به شاملان همایش
به معرفی گرفته، پیشنهادها و نکته نظرهای شان را بیان داشتند.

از جمله، آقای نور وجوهات که از امریکا تشریف آورده
بودند، موضوع افتتاح شبکهء جهانی تازهء تلویزیونی را به آگاهی رسانید، که مورد
استقبال گرم اشتراک کننده ها از سرتاسر اروپا قرار گرفته و نماینده های سازمانهای
اجتماعی وعده های همکاری با این شبکه را که به جای صدای افغان به فعالیت ادامه
خواهد داد، سپردند.

برای 52 تن از شخصیتهای فرهنگی چون: پروفیسور عبدالرسول
رهین
، داکتر حمیرا نکهت دستگیرزاده، تهمینه عاکفی، مریم عاکفی،
هارون یوسفی، مشعل حریر، نور وجوهات، بشیر دژم،
پوهاند احمدشاه جلال، بشیر
عزیزی، سلیمان راوش، عظیم ایوبزی، ننگیالی
بڅرکی، عزیزه عنایت، فریبا صادق آتش، سمیع رفیع، صالحه وهاب
واصل، عفران بدخشانی، زمان الدین زمره، عظیم شهبال نوابی، عمر سلیم، محمد ظاهر
آشکارا، پوهنیار بشیر مؤمن، یاسین بیدار،عنایت الله نبیل، شفیع الله کارورز خاوری،
داکترخلیل وداد، قادر مرادی، سید نبیل شمیم، فاروق کارمند، فضل الرحیم رحیم، فوزیه
میترا، جلال پیروز، ضیا رهین، مصطفی روزبه، جمیله زمان انوری، فرید سیاوش، غلام
دستگیر هژبر، کاوه جبران، مژگان ساغر شفا، ناهید صدیق علومی، صدیق وفا، طارق
پیکار، سیده طلوع، سهیلا زحمت، زرغونه پوپل، اسماعیل جمشیدی، داکتر آصف هوتکی،
بلقیس عظیمیار، صفیه احمدی، سینا عزیزی
و بصیر
دهزاد
که
منحیث آفرینندهء های اثرِ ادبی و یا برگزارکننده گان در خدمت هموطنان خویش قرار داشته
و در عرصهء هنری و فرهنگی پیشگام و ممتاز میباشند، به دریافت جایزهء
مطبوعاتی به مناسبت شام آشنایی با آفریده های ادبی مفتخر گردیدند.

جایزهء یاد شده، از جانب سفیر افغانستان در هالند، رییس،
معاون، سکرتر مسوؤل، هیت اجراییه، هییت رهبری و نماینده های شورای مشورتی اتحادیهء
انجمنهای افغانها در هالند و هم چنان شماری از شخصیتهای فرهنگی به برنده گان در بخشهای
گونه گون توزیع گردید.

قابل یادآوریست، که بر اساس پیشنهاد مسؤول کمیسیون فرهنگی
اتحادیه، و ارایهء جدول برای کسب عضویت در این کمیسیون، تعدادِ 45 تن از فرهنگیان
از شهرها، انجمنها و کشورهای مختلف ثبت نام نموده اند، که در نخستین اجلاسِ این
کمیسیون از آن ها دعوت و پلانِ کارِ کمیسیون فرهنگی اتحادیه زیرِ نظر و به مشورهء
آن ها آماده خواهد گردید.

در جریان همایش، شماری از کتابها، رساله ها و مجله های ادبی و
فرهنگی مانند: کتاب گوهر اصیل آدمی نوشتهء محمدعالم افتخار، صخره و موج
یازدهمین مجموعه شعر از عظیم شهبال، بانو فصلنامهء فرهنگی و اجتماعی زنان
افغان در اروپا، ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل، نقد شاعر آیینه ها، نوشتهء سمیع
رفیع
، سیمای محیط زیست افغانستان، نوشتهء پوهاند احمد شاه جلال، نشریهء
هالندی زبان جوانان بیدار، نشریهء آینده و شماری از کتابها و نشریه های دیگر برای
شماری از شرکت کننده ها توزیع و یا به اشتراک کننده گان رسانیده شد.

در پایان، سلیمان راوش پژوهشگر، تاریخنگار و یک تن
از پیشکسوتان ادبیات دیدگاههایش از جریانِ همایش و آفریده های ادبی را چنین بیان
داشت: «محفل شام آشنایی با آفریده های ادبی که از سوی اتحادیهء انجمنهای افغانها
در هالند، فرا خوانده شده است، در حقیقت الگوی خوب برای تبادل نظرهای فرهنگی بوده
و به دست اندرکاران آن (رهبری اتحادیه به ریاستِ جناب ولی محمد شاهپور، صدیق وفا،
خانم ناهید علومی و طارق پیکار) که در سازماندهی برنامه تلاش پیگیر نموده اند،
تهنیت میگویم. در جریان برنامه همه دوستان فرهنگی ما (شاعران، نویسنده گان،
تحلیلگران و منتقدان ادبی) داشته های شان را پیشکش نمودند، که کار نیک شد، اما، از
جمله کارهای عفران بدخشانی، مریم عاکفی، هارون یوسفی، مژگان ساغر شفا و چندتای
دیگر از دل برخاست و به دل نشست.

در طول دهه ها، نویسنده، ژورنالیست، تحلیلگر و شاعر ما به
چند مشکلی گرفتار بودند، که یکی آن هم خودسانسوری بوده است. در بیان حقیقت و بیان
واقعیتها نسل جوان انتظار داشتند، که شاعر و نویسنده ما باید نقش برازنده میداشت،
که چنان نشد، دشواری دیگر، در برابر نویسنده و شاعر فقدان تعیین هدف و مقصد میباشد،
که در بسا موارد چنین نبوده است، یک اثر هنری وقتی نیکوست، که زادهء یک ضرورت
باشد، اگر به اساسات نویسنده گی نظر اندازیم، ما در افغانستان کمتر نویسنده داریم،
به تاریخ اروپا نظر اندازید و ببینید، که چگونه ادبیات سیر پیشرونده را گذرانید،
ما هم در دههء 40 خورشیدی هم زمان توانستیم آزادی نسبی را تجربه نماییم.

در ایران، نویسنده های زیادی به تناسب منطقه ظهورنمودند،
مرتضی راوندی دهها جلد کتاب نوشت، ذبیح الله صفا هم چنان و دهها نویسندهء دیگر و سیلی
از کتاب از ایران به افغانستان سرازیرشد، اما ما چه کردیم؟ میگوییم تاریخ پنجهزارساله
داریم، در این 5 هزارسال، پنجاه رُمانی را نشان دهید، که به اساسات نویسنده گی و پژوهش
مُدرن همگام باشد، در پنجاه سال اخیر پنج رُمان را نشان دهید، دیوان شاعران را نشان
بدهید، که نداریم، علت آن چیست؟ علت در آن است، که ما برخورد مسؤولانه و رسالمندانه
نداشتیم.

بینید صدیقه و خیام را سنگسارکردند، سحرگل را سر تراشیدند و
هتک حرمت کردند، کدام نویسندهء ما این فاجعه ها را پوشش داستانی داد و در مورد آن
پژوهش ریشه یی کرد، هیچ یک یا محدود کسان!

حتا شما میدانید، که تا دههء 40 فردوسی را کسی نمیشناخت،
رسالت ما چیست؟ معرفی و شناختاندن هویت ملی و فرهنگی ما در سطح نازل قرار دارد و کمترین
نویسنده و شاعر ما آن را به تصویر کشیده اند، فریاد هیچ یک از دانشمندان و دانش
پژوهان ما برای شناختاندن آیین فرهنگ ماندگارِمان برنخاست.

فرهنگ کتاب خوانی در میان روشنفکران ما وجود ندارد، کسی به
خواندن کتاب خود را زحمت نمیدهد، در رسانه ها و فیسبوک (پدیدهء نوظهور در شبکهء جهانی
انترنیت) نوشته ها تهوع آور است، موسیقی تهوع آور است، انتخاب شعر موسیقی از درد
دندان و گل دانه دانه پیش نمیرود.

همه و همه مستلزم نوسازی و بهسازیست، تنها و تنها ادبیات پیشرونده
و متعالی میتواند پاسخگوی نیازهای کنونی باشد، نی آنچه به نام ادبیات در خورِ
جامعه داده میشود.

به آرزوی کامیابیهای مزید در عرصهء ادبیات و انتباه سالم از
گذشته های مملو از نارساییها در این عرصه. خرد یار ومدد گارتان .»

بعد از چنین نگرش نقادانه، پیامِ شام آشنایی با آفریده های
ادبی که در نتیجهء جمعبندی نظریات سخنرانان تنظیم یافته بود، به وسیلهء صدیق
وفا
یک تن از برگزارکننده گان همایش به خوانش گرفته شد.

در پیامِ همایش، از نام اشتراک کننده گانِ اقدامها و
تلاشهای پیگیرانهء فرهنگیانِ داخل کشور به حیثِ یک دستاوردِ بزرگ در عرصهء
دموکراتیزه ساختنِ رسانه ها مورد پشتیبانی قرارگرفت.

همایش که در آن نخبه گان فرهنگی ما گردهم آمده بودند، نمادی
از هم سویی و اتفاق آرا در بهسازی و انکشاف آفریده های ادبی در سمت بالنده گی
پنداشته شده و حضوریابی نویسنده گانِ بهنام، شاعران برازنده، تحلیلگران و منتقدان
ادبی، ژورنالیستان و نخبه گان این  گُلهای
سرِ سبدِ فرهنگِ پویای کشور در چنین برنامه غنیمت بزرگ دانسته شده و برای رشد و
تکامل آتیهء ادبیات کشور نهایت ارزشمند و حیاتی خوانده شد.

همایش که ساعت 17:30 شام روز 14 جنوری 2012 آغاز یافته بود،
تا ساعت 2 بجهء شب ادامه داشت.

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - دوشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٥

دوستان عزیز به پاکی نوای دلنشین درود و سلام ،فرار رسیدن سال 2012  را به شما و خانواده های گرامی تان تبریک و تهنیت عرض میدارم .امید میبرم و از تهء دل آرزو می نمایم که سال 2012  زمان فرا رسیدن شگفتن لبخند امید به فردای با سعادت بر لبان کودکان ، زنان  و مردان سرزمین ما افغانستان باشد و فرصتی باشد برای  قول کردن دست ها در عمل برای تکفیر جنگ و خون ریزی . فضل الرحیم رحیم

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٠

ملی پوشان فوتبال افغانستان امروز دردورنهایی جام قهرمانی کنفدراسیون جنوب آسیا به مصاف هند می روند.

هردوتیم جزپیروزی هدف دیگری در سر ندارند.

 

برای افغانستان اما، این بازی اهمیتی خاصی دارد. 'شیران خراسان' آنگونه که رسانه های هند وجنوب آسیا آنها را خطاب می کنند، دریک جدال فرسایشی برای بیش از ۱۲۵ دقیقه دربرابرملی پوشان نپال رزمیدند تا اینکه برای نخستین بار به دور نهایی راه یافتند.

افغانها امروز همه به این بازی چشم دوخته اند، و بازیکنان افغان این را می دانند که دراین برهه تاریخی بار گرانی را برپشت می کشند.

هموطنان آنها منتظرند که جام به کابل برسد تا برای نخستین بار طعم یک دستاورد مهم و پیروزی چشمگیر درتاریخ فوتبال خود را بچشند.

پس از انتقام گرفتن از نپال وشکستن طلسم سه بارشکست پی هم دربرابر این تیم، روحیه شیران خراسان بالا تر رفته واعتماد به نفس آنها برای پیروزی بیشترشده است.

درمقابل، تیم هند امیدوار است که برای پنجمین بارجام کنفدراسیون فوتبال جنوب آسیا را از آن خود کند ونگذارد که از این کشور خارج شود.

ساویو مادیرا، سرمربی هند روحیه بالا، توانایی های فزیکی ومهارت فنی بازیکنان افغان را به هیچ وجه نادیده وکم نمی گیرد.

او مخصوصا از جلال الدین شریعتیار به عنوان یک مدافع بسیارخوب یاد کرده که سرسختانه دفاع می کند و نمی گذارد بازیکنان تیم حریف از پیش اش بگذرند.

بازیکنان افغان

پس ازانتقام گرفتن از نپال وشکستن طلسم سه روحیه شیران خراسان واعتماد به نفس آنها بالا رفته است

با این حال، چند عامل امیدواری هندی ها به پیروزی را بیشتر کرده است.

بازی دردهلی نو و درمیان هواداران وتماشاچیان هندی برگزارمی شود که این تأثیر روانی زیادی در تقویت روحیه ملی پوشان هند خواهد داشت.

درمقایسه با افغانها، بازیکنان هند با تجربه ترهستند و امکانات وسهولتهای بیشتری دارند. ۴ بارقهرمان این مسابقات شده اند ودر۱۱ بازی که میان دوتیم برگزارشده، هند ۱۰ بارافغانستان را شکست داده، ۲ تساوی داشته اند وتنها یک بار تیم افغانستان برهند پیروز شده است.

اما عامل مهم دیگراین است که بازیکنان افغان پس ازیک مسابقه طولانی با نپال به شدت خسته اند. این عامل، به گفته گراهام رابرتس سرمربی تیم شکست خورده نپال، دربازی به سود هند خواهد بود.

اما اگربه بازی های ملی پوشان افغان در مسابقات فعلی نگاه کنیم، درمی یابیم که آنها بهتر از رقیبان هندی خود درخشیده اند.

هردو تیم دردور قبل ازنیمه نهایی درگروه الف بازی می کردند. افغانستان پس از تساوی با هند ۱-۱،  پیروزی برسریلانکا ۳-۱ وبربوتان ۸-۱، با بدست آوردن۷ امتیاز تفاضل گل ۹+ درصدر این گروه قرارگرفت.

فوتبال افغانستان

افغانستان درنیمه نهایی نپال را با نتیجه یک برصفر شکست داد

درمسابقه میان هند و افغانستان، ملی پوشان افغان بهتراز رقیبان خود بازی کردند وفرصت آنها برای گلزدن بیشتربود.

مفسران ورزشی هندی ازمهارت های که 'شیران خراسان' درجریان بازی نشان دادند، شگفت زده شدند، چرا که پیش بینی نمی کردند بازی با تساوی پایان یابد.

درکنار روحیه بالا، تیم ملی افغانستان از گلزنان تیزپای وحرفه ای مانند بلال آرزو، سنجراحمدی و یوسف مشرقی برخوردار است.

ازسوی دیگر، دفاع سرسخت افغانستان دربرابر تهاجم های نپال، مهارت دفاعی مدافعان تیم افغانستان، امثال جلال الدین شریعتیار، مقدر فیض الله وهارون فخرالدین را به خوبی برجسته ساخت.

این همه توأم با پرانگیزه بودن تیم ملی افغانستان و روحیه بالای آن، محمد یوسف کارگر سرمربی آن را به پیروزی امیدوار ساخته است.

به هرحال، با توجه به تصمیم سرسختانه هردو تیم برای پیروزی، احتمالا ما شاهد بازی هیجان انگیزی خواهیم بود.

ترکیب احتمالی تیم ملی افغانستان در برابر هند:

حمید الله یوسفزی ( ۱ دروازه بان)

هارون فخرالدین، که به اسلام امیری نیزشهرت دارد ۳ (مدافع وکاپیتان تیم)

جلال الدین شریعتیار۱۶(مدافع)

مقدرفیض الله ۲ (مدافع)

فیصل صفا ۴ (بازیکن وسط)

محمد اسرافیل ۷ (بازیکن وسط)

عطا محمد یمرعلی۱۷ (بازیکن وسط)

وحید احمد ۲۰ (بازیکن وسط)

یوسف مشرقی  ۸ (گلزن)

سنجراحمدی۱۰ (گلزن)

بلال آرزو۹ (گلزن)

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳

طنز

از قلم فضل الرحیم رحیم

از بن اول تا بن دوم یک کام وکامی برای بن سوم....
!!!

ریئس خطاب به مجلسیان بینه گی گیر ، چُرت جو ، جیب
پرور ، بیخار در بیخاری ، ظاهراً این جا و روحاً دردوبی گفت : اینه بخیر از بن اول
تا بن دوم یک رقم شیر واری رسیدیم ، مه می خواهم که شیرواری از بن اول تا  بن دوم، کل کار و بار خود ماره برایتان باز شیرواری
قصه کنم و نتیجه گیری کنم. که بخیر چند وقت بعد تر کمر رفتن به بن سوم ، را شیر
واری بسته کنیم . شیردلان عزیز به یاد تان است،که ما یک رقم شیرواری زیر سایه بی
بی پنچاه دو، پایتخت را قپیدیم به مجرد رسیدن به این جا هرجائیکه زمین بی صاحب
دولت مسکین بود برای خود شیرواری شکار کردیم وبالای آن قفس های مجلل طلائی ساختم
که از موجودیت ما در این قفس ها به فضل کاکا های ما کسی در صد ، دوصد متری ما قد
راست گشته نمی تواند . بعد از اینکه مااز شکار زمین های شیرچور و این جا وآنجا  فارغ شدیم ، تلاش کردیم تا فضای مساعد جنگل
رامطابق به میل و طبع خود که در آن با اجرای قانون رشوه گیری و رشوه خوری باعث
تغیر زندگی شیرها  چی که حتا روبا ها راهم
، همرنگ خود ساختیم و حالا به برکت همین قانون ما شیر، هاست که مفت بری ، مفته
کاری ، مفت خوری و مفت زنی یک رقم از بین رفته ، در هر قدم اجرای کار ، مراجعین
موظف و مکلف به تکاندن جیب های شان در سیاه چالهای جیب های ما هستند . از برکت و
حرکت ما شیر هاست که نتنها در روی زمین حتا سر بام ها گل کوکنار روئیدن گرفته و طن
گل و گلزار است و ما شیر واری مقام اول را در تولید ، صادرات مزه ء این بته ء دوستداشتنی
ما تا دور ترین نقطه دنیا را نصیب خود ساخته ایم و برای شما توصیه می کنم برای حفظ
و احترام مقام این بتهء عزیز، تصویریش بر در و دیوار قفس های طلائی تان بیاوزید که
نتنها از عاید حاصله آن لذت ببرید بلکه ازدیدار عکسهایش کیف نماید کیف  و مردم بیچاره در حسرت تان حیریان ، حیریان سوی
تان بنگرند و بگذرند . به لطف کاکا های مهربان ما هیچ یک از اعضای خانواده های ما
چی نزدیک در نزدیک و چی دور ، دور و دور بیکار و بی روزگار نمانده اند و شیرواری
بدون در نظرداشت عاقل و بالغ بودن یک چوکی را تسلیم اش کرده ایم که این هم می
تواند به عنوان بهترین جسارت ما شیر ها برای بیشبرد کار وبار از بن اول تا بن دوم
حساب شود. از برکت حضورما است که مهم نیست که خارجیها به چاقو ، تفنگچه ، ماشیندار
ویا بمبارد،  زن ، مرد و طفل و پیر و جوان
را را از این دنیا به آن دنیا بدون ویزه و پاسپورت میفرستد فامیلهای شان قیمت جان
از دست داده اش را بعد از طی مراحل برای امرار حیات شان بلاخره بدست میآورند .
خلاصه کلام که ما بر سر شانه های خارجیها شیر واری به سوی بن سوم ، بن چهارم ، بن
پنجم و .............. میرویم  که میرویم
با یک صدا به پیش به سوی بن . من زنده جهان زنده من مرده جهان مرده .

فضل الرحیم رحیم خبرنگار آزاد

03.12.2011

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۱

دوست عزیز سلام ،

با کلیک کردن روی متن انگلیسی پائین میتوانید دکلمه از سروده ام را بشنوید .

http://www.youtube.com/watch?v=bEh3BHwIkQk&feature=player_embedded#!

حرفی با آتیه

                                        زمن مخوا که برایت سرایم

غزل زشهر شور و هلهله

زمن مخوا برایت قصه گویم

از هیا هوی سرشارز مستی

زمن مخوا برایت لبخند زنم

از هوسهای قهقه آفرین زتهءدل

زیرا من زنسل

نه سرایش سرود بلکه غم و گریه ام

نه ز شور وهلهمه بلکه ز جدال و
تهدید ام

نه حکایت گرشرین بلکه

بازگوگر تلخ تکراردر تکرار فاجعه
ام

نه آشنا با پرورش بلکه در گیر
سرکوب اندیشه ام

تو آزادی را دیده ای اما من

زآزادی شنیده ام

ترا راه به محراق است امامن

هنوز مجالم به سجده نیست

تو برو راهت سبز خرُم باد

اگر تو به آنجا رسیدی

پندارم که من به امید نارسیده
رسیده ام

برو ، برو ، بارورمند تر زما ها

فارغ  زقید نام و ننگ

که ترا مجال است برای راه رفتن و
بال کشید ن

اما ما پا بند تراژیدیم و بال
شکستهء رسیدن به فهم

فضل الرحیم رحیم

2011/10/21

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

به استقبال سروده از مولانا بلخ

 عید ات وطندار مبارک !!!

عید آمد وعید آمد، کیک و
کلچه که رمید آمد

نقُل و شرینی فراوان شد، تا
باد چنین بادا

از جیب و دست خالی، ای دل
چی می نالی

بزن چشک که حرامش حلال شد ،
تاباد چنین بادا

نرخها همه در پرواز و ما
همه درخواری

کی شویم فارغ ازاین خیال ،
تا باد چنین بادا

سالهاست چنین حال برپاست
درشهر ودیارما

کی شودانصاف رایج درما ، تا
بادچنین بادا

درخوان چکه چوران هرچیزبه
خروارو فراوان

کی شود یک نان غریبان دو،
تا باد چنین بادا

عیدآمد وعید آمد ، کیک
وکلچه که رمیدآمد

نقُل و شرینی فراوان شد ،
تا باد چنین بادا

فضل الرحیم رحیم

01/11/2011

سویس

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - شنبه ۱۳٩٠/٧/٢۳

با کلیک کردن روی متن انگلیسی زیر مطلبی را در مورد استاد امیر محمد فقید آواز خوان با نام افغانستان ، میتوانید بشنوید . متن و صدا از فضل الرحیم رحیم .

 http://www.youtube.com/watch?v=VRBjsEr8fiA&feature=player_embedded

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - یکشنبه ۱۳٩٠/٧/۳

 

از قلم فضل الرحیم رحیم

به پیش بسوی حمام های
شهر !

دروازه تالار مجلس تحت
شرایط شدید و اکید امنیتی به روی آمد آمد مقامات باز بود و هر یک با عبا و قبای
رنگ رنگ ، طاقه طاقه و چریکی یکی پس دیگری وارد میشدند، درحالیکه چهره های شان
ترشی بار کرده بود لم، لم کرده به جای های دلخوا  موضع گرفته، بیقرار به ساعت دستی شان نگاه می
کردند.

 گل موره جان
معروف به قند چورک، گپ گویک و یا  سخن
پرانک مقام در حالیکه با حیرت به چهره های حضار که همه رنگ پریده و بیچاره مالوم
میشدند نگاه میکرد  و زیر لب غوم غوم کرده میگفت
بوت ! خطر، واسکت! خطر، چپن ! خطر ،توبه توبه چادری ! خطر، لونگی ام خطر خی چی
ماند !؟ دیگه کدام چاره نداره. 

 

هر کی دست به لنگی میزد
و یا سر خود را خم میکرد سایرین  دک خورده
از جا میپریدن و خیر میخواستند.

 رنگرفته خان معاون صاحب تکتیک که از تجربه به
کمال رسیده بود از جا بلند شد و از همه خواست تا از سرخم کردن، خاریدن زیر قول و
کشیدن بوت خود داری شود.

 همه با صدای آرام با خود میگفتند توبه خدایا،
توبه  سرانجام چوکی های که دور میز طویل
چیده شده بود با چهره های مشوش  و توام با
کنجکاوی پرُ گردید و  دروازه تالار بسته شد.

 رئیس بعد از نیم ساعت از دروازه عقب تالار وارد
شد و بدون مقد مه در حالیکه هردم شهید بودن در سیمایش موج میزد، اوضاع عمومی کهکشانها،
سیارات، جهان، منطقه و کشور را به به کنکاش گرفت و مرتبط بودن حوداث جاری در کشور
را مسوولانه به آنها سرش کرده رو به حاضرین نمود و گفت: کتی بوت! توهین، کتی چادری
فرار ! کتی واسکت  کشتن و لونگیام قاتل چتو
کونیم!؟  خی چی ماند دیگه راستی یادم نره
که کتی چپن ام به غذاب

برادران قند و آغایان
شرین مه، امروز میخایم وقت مجلسه سر خطر  و
مشکل واسکت، لنگی و بوت با شما گپ بزنم .

 

 نظرشما چیست ؟

گل موره جان قند چور، که
همیش پیش پزک و نُقل مجا لس  است با صاف
کردن گلو اش گفت:

رئیس صاحب ، خدا شاهد
است در دلم میگشت که امروز حتمن مجلس ما سر همی گپ اس.

 غلط اس که میگن دل بدل راه داره، راس گپ حالی
مالوم شد که جیب به جیب راه داره.

 إی واسکت و لنگی خو چی که ده همی روز ها حتی
پیران، تنبان خلاصه کُل شان خطر ناک  و
بلای جان ما شده میره.

 إی چای لش در کار و بار روزگار ماس، دیگه ده
مجلس کی ره  آرام خو ببره؛

کاری جلسه عمومی و خصوصی
ما مقاماته بند و  بسته کده. ایتو بن بست که
همو کسیکه تاویز وا شدن ای کار  ره میداد
ده خانیش  توپه سر بام بالا کده!

 به پاکی نفس تان قسم ،که با دیدن هر واسکت پوش و
هر لنگی دار نفس ما عین ده گرده قید و پید میشه.

 خولص بخاطریکه در کار و بار ما مقامات سکتگی
نیایه، مه پیشنهاد می کنم هر چی زود تر تا دیر نشده فیصله شوه که ما و شما  از حمام های شهر  استفاده کنیم،

حضار چند به صدای جر
پرسیدن، از حمام؟

بلی از حمام!

در حالیکه پیشنهاد گپ
گویک همه را بحیرت انداخته و یکی طرف دیگر با تعجب میدیدند از گپ پرانک انتظار
توضیحات بیشتر را داشتند،

 گپ پرانک به آواز بلند تر  ادامه میته:

همدلان و شرین تنان!

 کلی تان  میفامین که مجلس و جم شدن در حمام ها  سابقه زیاد داره، ده حمام های زنانه سالهاست که زن
ها در هفته یکبار و دو بار مشکلات خانه و روزگار، قصه خشو و ننوی شانرا غیبت، گله
و گذاری میکنن و در هوای نرم  و گرم حمام
دلی شانه خالی میکنند .

باداشتن چنین یک سابقه
تاریخی و با  استفاده از تجربه والده غنی که
تشویش مره زیاد داره چرا ما دست بکار نشویم. مجالس کلانه ده حمام عمومی و ملاقات
های خصوصی ما ره ده اتاقهای نمره میگیریم.

 البته با در نظر داشت اینکه شخص که لنگ را توزیع
میکنه چون پُست  کاریش حساس اس باید از
نزدیک های جناب رئیس صاحب و یا  برادر رنگرفته
معاون تکتیک باشه.

 مهم نیست که حتمن حمامی باشه  و ده  ای
 کار و بار  تجربه قوماندانی داشته باشه خیره  اگه گلخندی ام باشد. این کار نتنها خوبی امنیتی
دارد از نظر صحی  و ... فایده داره إیست
نظر کارشناسانهء بخش پالیسی سازا

 

 مقصد کسی لُنگه تحت مراقبت جدی امنیتی قرار داده
بیتانه و پلک نزنه البته باید فکر ما باشه! در صورتیکه لنگ هم بلای جان ما شوه در او
صورت حیا باشه بی لنگ جلسه بازی میکنیم.

و سلام

برخی ناراض و با هیجان
صدا کردن بی لنگ نمیشه او بیادرا، برخی گفتند چرا نمیشه ما از هم چی کم و چی شرم
داریم.

وضع جنجالی تر شده
میرفت، هرچی رئیس خواست که همه را قرار کنه نمیشد

در این میان رنگرفته
بلند شد و گفت:

 گپ پران کاره جور کد او بیادرا،

جنگ و غالغمال کده خو
کاری ما به حمام رسید، حل میشه حوصله خوب اس ای به فایده کلی ماس،

غضب خان با عصبانیت نیم
خیز شده پرسید چتو، چتو حل میشه آمر تکتیک؟

آمر تکتیک،

 باز امر میکنیم 
که لنگ ها نازک نازک  از ایران
یا  پاکستان یا چین بیارن

غضب خان در حالیکه ابرو
ها یش بطرف بالا و کومه های به پایان کشش داشت بعلامت رضایت این طرف و آنطرف سر
شور داد.

 با رضایت غضب خان همه راضی شده سر تائید شور
دادن.

 

رئیس و اعضای مجلس با
شنیدن پیشنهادات سخن پران، گپ های معاون صاحب رنگرفته و رضایت غضب خان، خون در رگهای
شان دمید و فکر میکردی که حیات دوباره یافته اند، با فریاد بلند و بلند همه با یک
صدا میگفتند بیشک زنده باشی سخن پران  واقعاً
که قند گوی هستی، نوش جانت مفت گپ گویک و سخن پران نشدی!

امر تکتیک لالا، ای
والایتام!

رئیس به آوز بلند خطاب
به حضار گفت

 باز میگن که شاه وسته سالاری نیست،

 او در حالیکه از احساسات میلزید گفت من منحیث رئیس
با هر کلمه گل موره جان موافق هستم و زیاد میکنم که علاوه از گپ های رنگرفته صایب در
لست اشیای و اجناس ممنوع الدخول به حمام سنگ پای، پل ریش، قطعی نصوار دهن و بینی،
چلم و غیره زیاد شوه.

 شما چطور؟

 اعضای با یک صدا گفتند شما که موافق هستید ما صد
بار موافق هستیم.

بدین ترتیب کار جلسه در
فضای آزاد  اخ و تف، خارش و مالش با شعار به
پیش به سوی تدویر مجالس عمومی و خصوصی در حمام های شهر،
پایان یافت .

25.09.2011

نویسنده: فضل الرحیم رحیم - شنبه ۱۳٩٠/٦/٥

طنز

از قلم فضل الرحیم رحیم

                               طرح روزنامه انگریزی " بند بلا بند " برای بن دوم !

 

دیروز ، روز نامه بند بلا بند ، را مرور میکردم در لابلای یک عالم عنوان
وخبر، زدن و کندن یک  عنوان آشنا توجه ام
را به خود جلب کرد که نوشته بودند "بخاطرثبات اقتصادی و سیاسی سیاست کاران و
سیاست بازان  را مجدداً ختنه سوری و ناف
بری نماید "  با خواندن عنوان مذکور
من که خود را لم  داده بودم در جایم نشستم
و خود را جم جور کردم راستی گپ که ناف من هم یک رقم جز کرد بخاطریکه در یگان عید و
برات و نوروز و جشن های رقم به رقم  ،ختنه
سوری ، شب شش وغیره مجبور میشم تا در قطار سیاست بازان و سیاست کاران ، سیاست گویکها
و سیاست بافکها به حساب قد بلندک ایستاده شوم و بگو مگو را بشنوم آگاهانه و غیر
آگاهانه بلی گفته تائید و تمجیدش کنم و گرنه کالا کک های نو مه ، یا پیراهنم را تا
سر ناف و یا ایزار مه تا به بوچولک پای جیر وپاره میکنند وبرپشتانیم همرای همو
تاپه قدیمی کچالو به شدت می کوبند " جنگسالار یا ملحد " در همین فکرو
چرت رفته بودم که باز چشمم به عنوان افتاد  و با تمام دقت شروع کردم به خواندن مطلب در سر
مطلب نویسنده به  تشریح نظرش نوشته که این
مملکت ، سالهاست  که از ناحیه اقتصادی یک
کشور مصرفی است و بخصوص در عرصه  سلاح و
مهمات جنگی و بنگی از قبیل ناریه ، جاریه ، خفیفه و ثقیله وغیره و همچنان  در سایر موارد ، اینه امروز صبا بخیر ده سال از
آمدن ما در این جا میشود نه جان به ما مانده و نه آبادی باغ و درخت و آدم ، به
آنها خلاصه قصه اینکه بخاطر ایجاد اتحاد و اتفاق بین سیاست کاران سیاست بازان ،
این کشور ورشد اقتصاد تولیدی و قطع اقتصاد مصرفی که بیخ ما را همرای بته  و ریشه کنده ما با این طرح به سوی بن دوم میرویم
که :  قبل از فرا رسیدن سال دو هزار
چهارده  ، باید که همه سیاست کاران سیاست
بازان و سیاست بافان  فعال  این طرف و آنطرف ، سر خط ، زیر خط ، وسطی و
میانه چپی و راستی را بخاطر انسجام ، اتفاق و یکپارچگی شان صرف با چاقو ها و قیچی
های ساخت انگلستان مجدداً و برای بار دوم  ناف بری و ختنه سوری  نمایند . روزنامه ما در یک نظر سنجی زیر
پیراهنی و زیر تنبانی در یافته است که با توجه به سابقه اقتصاد مصرفی این سرزمین
سیاست بازان و سیاست کاران این کشور قبلاً با چاقو ها و قیچیهای تولید شده در کشور
های مختلف ناف بری و ختنه سوری شده اند بنا بر همین دلیل  است که آنها ناف های شانرا قریب و چسپیده تر و
نزدیک تر به کشورهای تولید کننده چاقوها و قیچی های  میدانند که با آن ناف شان بریده و ختنه شان سوری
شده  تا کشور اصلی  و اصل گپ و بیخ مطلب در عدم انسجام و اتحاد شان
در امور محوله که ما آنرا رهبری و مسوولیت دهی میکنیم در همی جا ست. برای این ملک اجازه ساخت و ساز
هررقم فابریکه  وکارخانه خطرناک بی خطر
داده شود اما کارخانه ساختن چاقو ختنه سوری و قیچی ناف بری به هیچ صورت و در هیچ
حالت داده نشود . هرچند در این زمینه بگو مگو های
جدی و داغ با امریکای ها جریان دارد و تا حدی امریکایها هم به این نقطه ملتفت شده
اند اما امریکایها بیشتر علاقمند اجرای عمل جراحی با ماشین های ارهء برقی ساخت
امریکا هستند ولی  ما به توجه به حساسیت
موضوع سخت علاقمند هستم و تلاش داریم تا این پروسه را به ادامه پروسه دی ، دی ،آر  توسط قیچیها و چاقوهای ساخت کشور انگلیس انجام
دهیم تا باشد که ناف و ختنه  همگی  در یک شکل و صورت انگلیسی رقم بریده  شود تا باشد  در یک نقطه قدیمی گره خورده خاطر ما جم و
جورباشد . و بخاطر رشد  اقتصاد تولیدی این
کشورو تامین و تجهیز قوای امنیتی  و بخاطر
جلوگیری از تلفات غیر نظامیان باید که پولیس ، با قمه ، بوکس پنچه ، کیبل ، دُوره
و سوته و اردو با غولک ، فلخمان و تیر و کمان که تولیدات خالص این کشورمیباشد
تجهیز و مسلح کردند که این کار از یک جهت باعث رشد اقتصاد ملی و تولیدی این کشور
شده وازجانبی استفاده از تسلیحات مذکور باعث جلوگیری از مرگ و میر دسته جمعی مثل
بمباران همه روزه توسط هوا پیما ها میکردد . در این مورد خبرنگار ما که مصروف نظر
سنجی در مورد استفاده از فلخمان بود از گفته های یکی از فلخمان بازان سابقه دار
مینوسید که : با ورود فلخمان در جمع سلاحهای قوای مسلح ما امکان آن وجود دارد تا
ما از سنگ های یورنیوم دار کشور ما گلوله های ذروی و اتومی بسازیم و در صورت ضرورت
به فاصله های دور ، دور آنرا  پرتاپ نمایم
. هنوز در آخر متن نرسیده بودم که زنگ تلیفون به صدا آمد. گوشی تلیفون را برداشتم
یکی از همین سیاستمداران که از دوستان قدیم و ندیم ام است در لین بود بعد از احوال
پرسی برایش گفتم روزنامه انگلیسی بند بلا بند طرحی را در مورد ایجاد نظم و انسجام
در تراکم و بیروبار ترافیک سیاسی  و ثبات
در چپاولگری اقتصاد ملک ما را به چاپ رسانیده که خلاصه اش ناف بری و ختنه کاری
مجدد شما سیاستمداران  توسط قیچی ها و چاقو
های ساخت  فقط انگلیسی است . دوستم بعد از
یک مکث مختصر با عجله پرسید باز ننوشتن که این عمل جراحی در زایشگاه صورت می گیرد
ویا در چهارصد بستر عسکری . برایش گفتم تا جائیکه از وضع عمومی بر می آید این  عمل درحق شما سیاستمداران ممکن است در زایشگاه
صورت گیرد گفت چرا در چهار صد بستر نی ؟ گفتم حالا انگلیسها تصمیم دارند بخاطر
تساوی حق واقعی زنانه  و مردانه اجرای
این  پروژه پرُ منفعت و سرنوشت ساز را
بالای زایشگاه اعتماد نمایند .

فضل الرحیم رحیم خبرنگار آزاد

27.08.2011

مطالب قدیمی تر »
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :